جلسه هفتگی تفسیر استاد اخوان، یکشنبه شب دهم بهمن ماه 95، در حوزه علمیه حضرت ابوطالب(س) برگزار گردید.

0

جلسه هفتگی تفسیر سوره الرحمن توسط استاد اخوان، یکشنبه شب دهم بهمن ماه 95، در محل حوزه علمیه حضرت ابوطالب(س) برگزار گردید.

حجت الاسلام اخوان در ابتدای بیانات خود، با قرائت آیات 7 و 8 سوره الرحمن گفتند: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ*أَلا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ» خداوند متعال در این آیه میزان را ذکر کرده تا بگوید نباید از میزان الهی ظغیان نمود. نمونه‌ی طغیان که در این آیه به ان اشاره شده است، این است که سماء در موضع ارض و ارض در موضع سمائیت قرار داده شود.

ایشان افزودند: این آیات درصدد بیان این است که می‌بایست هر چیزی را در محل و جایگاه خودش قرار داد. خداوند متعال در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «آیا شما در قبال آخرت به دنیا راضی شدید؟ زندگی دنیا در مقابل آخرت، متاعی بیش نیست.»[1]

این مفسر قرآن در تکمیل توضیحاتشان گفتند: این دنیا بر اساس میزان و معیار و سنجش خاصی می‌باشد. مفهوم آیه پیشین این است که: شما ظرف دنیا را به جای ظرف آخرت قرار داده‌اید، در صورتی که دنیا ظرف و میزان و حساب خودش را دارد، جایگاه خودش را دارد و زندگی آخرت هم همین طور، آن هم ظرف خودش را دارد. اما شما در مقام تقابل، زندگی دنیوی را در ظرف زندگی آخرت قرار داده‌اید حال آن که زندگی دنیا در برابر زندگی آخرت متاعی ناچیز بیش نیست.

شیخ عباس اخوان در بیان مقصود از ارض و سماء در آیات سوره الرحمن، فرمودند: خداوند، آسمان را در مقام رفعت قرار داد و زمین را در مقام دنوّ، لکن از شدت ظهور و بداهت، خداوند از دنوّیت ارض چیزی در این آیات به میان نیاورد و نگفت.

ایشان ادامه دادند: گاهی اوقات مطلب روشن و واضح است و نیاز به بیان آن نیست. شخصی از امام علی(ع) سوال کرد که عاقل را برای من تعریف کن. حضرت(ع) فرمودند: «کسی که هر چیزی را در موضع خودش قرار دهد.» سپس از امام پرسید که جاهل را برای من تعریف کن. حضرت فرمودند: من که پاسخ تو را گفتم. خب، اینکه حضرت گفتند «من که پاسخت را گفتم» یعنی اینکه وقتی معنای عاقل معلوم شد، در تقابلِ لغویش، معنای جاهل هم معلوم می‌شود. فلذا وقتی آسمان محل رفعت باشد، زمین نیز محل دنوّ و پستی است.

این استاد حوزه علمیه در تفسیر عبارت « أَلا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ» بیان داشتند: خب، آیه می‌گوید پس شما هم از میزان طغیان نکنید، کدام طغیان؟ آسمان را در موضع ارض و ارض را در موضع آسمان قرار ندهید و طغیان نکنید. اگر خداوند آسمان را در مقام رفعت و زمین را در مقام دُنوّ و پستی قرار داده و برای آن‌ها میزان و حساب و جایگاهی قائل شده، برای این است که شما به میزان توجه کنید و از آن میزان طغیان نکنید.

استاد اخوان افزودند: « وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ»[2] یکی از موارد طغیان این است که سودِ حرام را شما رجحان بدهی بر رزق حلال.

ایشن در تکمیل تفسیر این آیه، بیان نمودند: خب، عرب در آن زمان خیلی با کِیل و ترازو کار داشته و آیات مبارکات این سوره، در مکه و مدینه فرود آمده‌اند. بر طبق تاریخ، مکه و مدینه بارانداز بوده‌اند و محل بارگیری کاروان‌های بازرگانی بوده است. در آن وقت، عرب از چین پارچه ابریشم می‌خریده و به روم صادر می‌کرده و یکی از راه‌های خرید و فروش آن‌ها کِیل و وزن بوده است. لذا، در آن دوران وزن و کِیل کالا در مکه بسیار رایج بود و یکی از کلک‌های رایج، این بود که دو کفه‌ی ترازو را دستکاری کنند.

حجت الاسلام اخوان در بیان رذیله کم فروشی فرمودند: یکی از راه‌های کسب رزق و سود نامشروع، همین است. یکی از شئونی که مِیل به دنیا را ثابت می‌کند، دستکاری کردن در ترازو می‌باشد.  از این کار تعبیر می‌شود به «مُطَفِّف». در قرآن می‌فرماید: « وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ*الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ*وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ»[3]

استاد اخوان در پایان و در تکمیل این بحث بیان داشتند: خودِ عرب از این کار بسیار بدش می‌آمد، اما خودش این کار را می‌کرد. مثل این در مَثَل داریم که فلانی می‌گوید: «طرف دزد است، مال مردم را دزدی می‌کند» و منظورش هم این است که: «وقتی او از مردم دزدی می‌کند، خب فرصت به من نمی‌رسد که از مردم دزدی کنم!» سعدی هم خیلی خوب در این مقام گفته:

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند                  بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

[1] – أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ : توبه، آیه 38

[2] – الرحمن؛ آیه 9

[3] – مطفّفین؛ آیات 1 تا3

———————————–

شما میتوانید این مطلب را در این لینکِ خبرگزاری فارس، مشاهده فرمایید.

 

همچنین می توانید تصاویر مربوط به این مراسم را مشاهده فرمایید:

 

ارسال نظر

+ 81 = 84