صدای بمب، در آغوش مادری کودک … صدا نمی‌آید

0

محمد غفاری از شاعران کشورمان به مناسبت هفته دفاع مقدس و هجوم ارتش بعثی به کشورمان در سال 1359 شعری سروده است که در ادامه می‌آید:

صدای قرمز آژیر در فضا ممتد

خبر دوباره به شکلی سیاه می‌آمد

«علامتی که هم اکنون….» و مادری می‌رفت

دوان دوان و سراسیمه، ترس بیش از حد-

که شیرخواره‌ی خود را گرفته در آغوش

فشرده است به قلبی که تندتر می‌زد

به سمت زیرزمین بر لب آیت الکرسی

هجوم بمب به فکرش دوباره می‌افتد

نگاه کرد به کودک چقدر آرام است

خدا نکرده، نه، اصلا، ولی، اگر، شاید….

و مادرانگی‌اش در تمام این ابیات

بهانه‌ای شد و یک روضه یاد من آمد:

زنی نشسته غریبانه اشک می‌ریزد

رباب هیچ از این زندگی نمی‌خواهد!

***

صدای بمب، در آغوش مادری کودک

نه کودکی و نه مادر، صدا نمی‌آید

 

ارسال نظر

− 3 = 1